احمد بن محمود ( معين الفقراء )
مقدمهء مصحح 11
تاريخ ملازاده ( فارسى )
برخيزد ، بجايگاهى كه آن را ورع خوانند « 1 » و بدر كوى مرد قشه « 2 » فرو شود ، تا بزمينهاى بو ابراهيم رسد ، و از آنجا بدروازهء شيخ ابو الفضل رود ، و در رود نوكنده افتد ، و قرب دو هزار كوشك و بوستان برين آب نهاده است ، بيرون از زمين كشاورزى ، و از دهانهء اين رود تا آنجا كه بنوكنده افتد ، مسافت نيمفرسنگ راه بود ، و و رودى ديگر كه آن را باسكان ؟ ؟ ؟ « 3 » خوانند ، از رود بزرگ برخيزد در ميان شهر بنزديك مسجدى كه آن را بقرازان « 4 » خوانند ، و رودى ديگر از نزديك مسجد عارض برخيزد ، و بنوكنده ريزد ، « 5 » و آن را جويبار عارض خوانند ، و رودى ديگر كه آن را بركند خوانند ، بهرى از ربض را آب دهد ، و بنوكند افتد ، و اين رود نوكنده از رود بزرگ برخيزد ، نزديك سراى حمدونه و بهرى مردم ربض از آن آب بردارند ، و باقى ببيابان ريزد ، رود آسيا از رود بزرگ برخيزد ، بنزديك نوبهار و بر سراها و آسياها گذرد ، تا بآسياها و زمينهاى بيكند رسد ، و ايشانرا آب دهد ، و رود كتيبه « 6 » هم بنزديك نوبهار برخيزد ، و باغها و بوستانها و كوشكها را آب دهد ، تا از كتيبه بگذرد ، و به فاران مرغ ( كذا ) « 7 » رسد ، رود رباح ( كذا ) « 8 » از رود بزرگ برخيزد ، بنزديك ريگستان و تا كوشك رباح « 9 » برود و هزار باغ و كوشك و بوستانرا آب دهد ، رود ريگستان بريگستان برخيزد ، و محلت ريگستان و ربض و قهندز و سراى امارت همه آب ازين رود بردارند ، و از آنجا بكوشك جلال ديزه « 10 » رسد ، و بنزديك پول حمدونه رودى در زير زمين ميرود ، تا بحوضهاى بنى اسد رسد ، حوضها پر كند ، و فضله در پارگين قهندز افتد ،
--> ( 1 ) - مسالك : ورغ ، نسخه بدل : وزغ . ( 2 ) - اصل : مرد قسه . ( 3 ) - مسالك : و نهر يعرف بجويبار به كار ، نسخه بدل : باسكان ، نكار ، يكان . ( 4 ) - مسالك : يعرف به مسجد احيد . ( 5 ) - جويبار قواريريين و نهر جوغشج در مسالك هست و در ترجمه نيست ، ( 6 ) - مسالك : كشنه . ( 7 ) - مسالك : مايمرغ ، نسخه بدل : فاريمرغ . ( 8 ) - مسالك : رباح ، نسخه بدل : رياح و غيره . ( 9 ) - مسالك : رباح . ( 10 ) - اصل : حلال ديره .